قسمت دوم :

کمبوجیه دوم ، دومین پادشاه هخامنشی

در قسمت اول بدانجا رسیدیم که فرعون فرستاده ی کمبوجیه را کشت و کشتی اش را به آتش کشید و به امید آنکه دیوار سفید شهر از آنها محافظت میکند به مقاومت خود ادامه داد...

... کمبوجیه، شاه ایرانی شهر را محاصره کرد وپس از چندی به شهر در آمد وپادگانی در کاخ سپید مصریان به پا کرد ،مردم شهر بی درنگ امان یافتند وفرعون را دستگیر کردند .

هردوت می نویسد که آیین شاهنشاهان ایران در همه جا چنین بود که شاه شکست خورده را با یکی از فرزندانش یا نزدیکان وی را به فرمانروایی آنجا می گماردند. وکمبوجیه فرعون را نزد خود نگاه داشت تا فرمانروایی مصر را به او باز گرداند.

کمبوجیه گنجینه ی فرعون را ضبط کرد . (بسیاری از اموال توقیف شده ی فرعون را در تخت جمشید یافتند ).

با فرا رسیدن تابستان همه ی مصر به پیروی از کمبوجیه در آمد. در اسناد مصری کمبوجیه بنیانگذار دودمان بیست وهفتم مصر بر شمرده اند و بر پایه ی این اسناد وی پیروی خودرا یگانگی مشروع با مصر بر شمرده است.

مردم لیبی وتونس خودشان به پیروی ایران در آمدند. کمبوجیه که خود درصدد پیروزی بر آفریقای بافرهنگ بود لشکری به سوی خوربران (غرب ) مصر فرستاد ولی این لشکر دربیابان دچار طوفان شد و هیچ گاه به مصر بازنگشت (توضیح کامل در پست قبلی ،حتما رجوع کرده و بخوانید). کمبوجیه به همراه بخشی از ارتش به نیمروز (جنوب) مصر رفته وپایتخت مصر بالا،تبس را نیز گرفت. بخشی از ارتش در راستای رود نیل به سوی نیمروز تا ژرفای افریقا پیشروی کردند . گاهنویسان کلاسیک از جایی به نام انبار کمبوجیه در آبشار دوم یاد کرده اند که در روزگار رومیان نیز به همین نام خوانده می شد.

همچنین پیکی برای تبعیت نوبیا ( یا حبشه ی کنونی ) فرستاده شد و از آن پس حبشیان به دولت ایرانی خراج می پرداختند . آنها در نگاره های تخت جمشید نموده شده اند که برای شاه بزرگ، خوشبو کننده و عاج و کاپی (جانوری مانند زرافه ) می آوردند.

هنگامی که کمبوجیه در نیمروز مصر بود ،فرعون مصر درصدد شورش بر آمد که با شکست روبرو شد و پس از آن به گفته هردوت و کتزیاس به دستور شاهنشاه ایران خودکشی کرد . کمبوجیه یک فرد هخامنشی به نام " آریارند " را به شهربانی مصر گماشت وخود پس از سه سال ماندن در مصر بسوی فلسطین وسوریه رفت تا از آنجا به ایران بازگردد.

درنوشته گاهنویسان یونانی ،کمبوجیه را بدسرشت ودیوانه برشمردند (برخی براین باورند که ریشه در دربار فرزندان داریوش دارد)که آیین مصریان را گرامی نمیداشت . ولی از داده های باستان شناسی آشکار شده است که نه تنها رفتار وی اینگونه نبوده است ،که وی آیین های مصری را به جا آورده ودستور بازسازی ویرانی هایی که بر اثر جنگ پدید آمده بود را داده است . از سندهای دیوانی سالهای نخست فرمانروایی کمبوجیه در مصر برمی آید که اقتصاد کشور کم ترین آسیبی ندیده است .

کمبوجیه به پیروی از پدرش " کوروش بزرگ " مصریان را در انجام آیین های دینی خود آزارد گذارد وبه فرهنگ کهنسال آنان خدشه ای وارد نیاورد.و شاهنشاه کمبوجیه به عنوان اولین فرعون سلسله ی ۲۷ تاجگذاری کرد. کمبوجیه سپس لباس فراعنه را پوشید و به معبد سایس رفت تا در مراسم مذهبی شرکت کند. کاهنان مصر هم کمبوجیه را فرزند الهه ی نیت و فرعون قانونی خود نامیدند.

(" معتبر ترین سند تاریخی فتح مصر توسط پادشاه ایران، کتیبه ای است که به خط هیروگلیف بر روی مجسمه بدون سر، متلق به پسر کاهن بزرگ حک شده است . هنگامی که کمبوجیه، شاه بزرگ و شاه تمام کشورها به مصر آمد، با او مردان بسیاری از کشورهای مختلف بودند. او در این کشور به تمام پادشاهی دست یافت … سپس پادشاه به معبد سایس رفت و در برابر الهه نیت به خاک افتاد … او مرا پزشک بزرگ نامید و من به دستور پادشاه، زمین های خوب به کاهنان دادم، کودکان را غذا دادم، کارهای سودمند برای تنگدستان و یتیمان انجام دادم و به فرمان شاه، همه را از گرفتاری های بزرگ رهانیدم.”)

شاهنشاه کمبوجیه در راه بازگشت به ایران در دمشق درگذشت و پیکر این شاه بزرگ را ایگسابات سردار پارسی به پاسارگاد آورد .

در پایان شاهنشاهی کمبوجیه ، فرمانروایی هخامنشی همه ی شاهنشاهیهای جهان آن روز را در بر میگرفت و مرزهای ایران از یک سو در خاور ،به بیابانگردان وهند می رسید واز سوی دیگر شهرهای یونانی را در همسایگی داشت . در روزگار داریوش بزرگ بعد از کمبوجیه ، شاهنشاهی هخامنشی ، همه ی جهان با فرهنگ باستان را ، کم وبیش در بر میگرفت.

ادامه دارد...